اختلال رفتاری خودزنی و گزارش نمونه مطالعه شده

پورتال جامع صبا
فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.

اختلال رفتاری خودزنی و گزارش نمونه مطالعه شده

اختلال رفتاری خودزنی و گزارش نمونه مطالعه شده

فایل word قابل ویرایش

تعداد صفحات 33

به همراه نمونه، تست و تصاویر

منابع دارد

 

پرداخت و دانلود

 

مقدمه :

 

خودزنی علیرغم اینکه رفتاری روانی به حساب می آید ولی از نظر سبب شناسی علت آن مشخص نیست.بخش عمده خودزنی مربوط به سلامت ذهن میشود و زیاد به جامعه و قوانین حاکم بر آن مربوط نیست ، و نشانه ای غیر عادی از اختلالات دیگر است.این اختلالات شامل مشکلات فردی است و دامنه آن از مشکلات فکری تا عملکردهای احساسی و تا عدم سازگاری رفتاری و فیزیکی می باشد . 

تعداد قابل توجهی از خودزنی ها به دنبال وقایعی است که نتیجه احساس افسردگی ، عدم توانمندی و انعکاس یک "خودتنبیهی" به عنوان تلاشی برای کنترل محیط میباشد و عده ای هم خودزنی را مولود خشونت می دانند . پس لازم است تعلیم کارمندان برای شناسایی افکار ، احساسات ، رفتارها ، موقعیت ها و تغییرات فیزیکی که موجب می شود شخص با شتاب بیشتری به خود آسیب برساند در الویت باشد . و برای محقق شدن این موضوع ضروریست ابتدا دیدگاه زندانیان باید کشف شده و به عنوان یک کمبود سازگاری با فرهنگ زندان مورد توجه قرار گیرد . دوم اینکه چطور کمبود سازگاری میتواند کاهش یابد و در این باب پیشنهاد گردید که اول سیستم زندان باز مخصوصاً برای آنها که خشن نیستند باید طبق برنامه و نیاز مجرمان به همراه ارائه مهارت های ورود مجدد به اجتماع باشد . 2- تغییر فرهنگ زندان و ایجاد فرضیه ها و تئوری هایی که همه مسئولان بتوانند به همه زندانیان در بازگشت به دامن اجتماع بعد از گذران حبس کمک کنند تا آنها احساس آزادی کنند . 3-   همه افراد و حقوق آنها و بالقوه بود نشان در رشد و تعالی باید مورد احترام همه باشد و سازمان مجری عدالت به جای تاکید فعلی بر تنبیه افراد مجرم ، یک الگوی تجدید کننده داشته باشد

تاریخچه مختصر

كارل منينگر اولين بار در 1938 اصطلاح خودزني را به كار برد. او خودزني را در رفتارهاي انساني به چهار گروه تقسيم كرد: 

1)‌رفتارهاي روان آزرده (Neurotic)، 

2) روان‌پريش (Psychotic)، 

3) ارگانيك 

 4) در زمينه مذهبي.

* خود زنی یا آسیب به خود  یا خود آزاری به عنوان یک اختلال رفتاری که بیشتر در روان پریشها مشاهده شده و تحقیق گردیده است

* مازوخیسم که طیف خاصی از خود آزاری بوده و تنها در ارتباط جنسی مطرح است در گزارش تحقیقی بحث نشده است  

شیوع

تقریباًً یک درصد جمعیت در طول عمر خود برای مدارا coping با موقعیت یا احساس فلج‌کننده پیش آمده از آسیب بدنی به شکل جرح خویشتن استفاده مي‌کنند. آسیب به خود افراد را ناقص مي‌کند. درک این پدیده رفتاری مشکل است و به شکل خیلی ساده یا در یک موقعیت احساسی که فرد تحت فشار است رخ مي‌دهد.

تعریف خود زنی از دیدگاه های مختلف

1 )- خودزنی ، انفجار خشم، رفتار جنسی بی ملاحظه، خشونت علیه دیگران ، مصرف بدون لذت مواد مخدر و الکل،  خطر کردن در روابط فردی و اجتماعی، قماربازی، سرقت و جرایم کوچک و بزرگ، هیجان طلبی بی محابا،  همگی رفتارهای پرخطر آسیب به خود هستند!

2 )- جرح خویشتن را مي‌توان به صورت رفتاری تعمدی که به طور مستقیم به بدن فرد آسیب می زند و باعث صدمه دیدن بافتهای بدن یا حتی قطع عضو مي‌شود تعریف نمود که برای چند دقیقه فرد از شر احساس یا موقعیت فلاکت بار یا درمانده کننده خلاصه مي‌شود.

این مهم است که متوجه باشیم جرح خویشتن ممکن است در حضور یک ناظر بیرونی یا در غیاب آن انجام گیرد. به هر حال بایستی در نظر داشته باشیم که این عمل کارکرد و کنشی برای شخص دارد یعنی فرد از انجام آن منظوری هوشیار، ناهوشیار یا نیمه هوشیار دارد. بنابراین لازم است کارکردهای مورد نظر شناسایی شده تا بتوان راههای کنارآمدن با آنها را آموزش داد. این مهم به ویژه وقتی که پای اطرافیان، مراقبان سیستم بهداشت و روان و ... به میان مي‌آید اهمیت به سزایی مي‌یابد.

3 )- طبق هاوتون، رادهان، ایوانز و ودرآل (2002)، بطور کلی خودزنی چنین تعریف شده است:

عملی با نتیجه ای غیرکشنده که در آن فرد عامدانه یک و یا بیشتر رفتارهای ذیل را از خود نشان می دهد:

•رفتار آغازین (برای مثال بریدن خود، پریدن از ارتفاع بالا) که هدف از آن زخمی کردن خود بوده باشد

•خوردن ماده ای بیشتر از مقدار تجویز شده و یا معمولا" بیشتر از دوز درمانی معمول آن

•خوردن مواد مخدر تفریحی که فرد آن را عملی جهت آسیب به خود قلمداد می کند.

•خوردن ماده یا شی غیر قابل مصرف

اما خودزنی زندانی رفتاری است که زندانی به وسیله ی آن صدمات جسمانی به خود وارد می نماید. از قبیل بریدن رگ های دست، پا، خراشیدن قسمت های مختلف بدن بوسیله ی اشیای برنده.

4)- خود زنی اقدامی است عمدی در آسیب رساندن غیر مرگبار به بدن خود در ابعادی غیر قابل قبول برای اجتماع به منظور کاهش فشار روانی که با آسیب بسیار عمده روانی همراه است و رفتارهایی مانند بریدن یا خراش شدید پوست، سوزاندن یا داغ کردن پوست بدن، زدن خود یا کوبیدن سر به دیوار، جلوگیری عمدی از ترمیم زخم، خوردن مواد سمی یا داروها به قصد آسیب به خود، فرو بردن اشیای خارجی به داخل پوست ، مصداقهای آسیب به خود یا خود زنی هستند.

افرادی که اقدام به خود زنی می نمایند اکثراً مبتلا به بیماری های مغزی، عقب ماندگی ذهنی ،مشکلات ارگانیک یا اعتیاد هستند و  خودزنی های مکرر این بیماران  گاهی حتی  به معلولیت منتهی می گردد. طبق بررسی های انجام شده حدود  15 تا 20 درصد نوجوانان در جامعه اقدام به خود زنی می نمایند و اکثریت افراد در سن 14 تا 15 سالگی برای اولین بار اقدام به انجام آن نموده اند . در خانمها اندکی شایعتر است و شیوع آن نیز در حال افزایش است.

تحقیقات بر روی این گروه از بیماران نشان می دهد که اغلب دچار اختلال دیگری نیز از جمله اختلالات خلقی، اختلالات اضطرابی، اختلال وسواسی اجباری، اختلال استرس پس از سانحه، اختلالات تجزیه ای ، اختلالات خوردن، اختلال شخصیت ضداجتماعی، اختلال شخصیت مرزی، اسکیزوفرنیا و اختلال اسکیزوفرنیفرم،  سوءمصرف و وابستگی به مواد،  هستند

عوامل بیولوژیک مانندکاهش سروتونین یا متابولیت های آن در مغز منجر به افزایش رفتارهای تکانه ای می شود بین خود زنی و خشونت به خود و متابولیتی بنام 5HIAA نیز  ارتباطهایی  وجود دارد .داروهای SSRI باعث افزایش خویشتنداری و کاهش خودزنی در این افراد  می شود اختلال سیستم افیونی درون مغز نیز در این اختلال مهم شمرده شده است دو فرضیه در اینمورد وجود دارد

فرضیه اعتیاد: آسیب به خود به افزایش فعالیت سیستم افیونی درونی شده کمک کرده ایجاد  لذت می نماید و اعتیاد آور است .

فرضیه درد: پرکاری سیستم افیونی درونی  احساس بی دردی ایجاد میکند و بدین شکل  تمایل به رفتارهای دردناک و خطر آفرین  افزایش می یابد در ضمن 60  درصد بیماران در جریان خودزنی احساس درد ندارند.

در برخی مصرف کنندگان شیشه نیز رفتارهای تکانه¬ای و خشم با افکار پارانوییدی و حتی توهمات و هذیان-ها مرتبط هستند. بیماران دچار حس فراگیر بدبینی بوده و بصورت دفاعی و یا پیشگیرانه اقدام به پرخاش یا آسیب به خود می¬کنند. در مصرف کنندگان مواد افیونی نیز بویژه در هنگام توقفِ مصرف، وسوسه خودزنی و آسیب به خود شکل می¬گیرد. به همین دلیل گاهی شدت زخم¬های ناشی از خود زنی بر بدن معتادان حکایت از دفعات سم¬زدایی¬های قبلی دارد مصرف کنندگان شیشه مدعی هستند که تحت اثر این ماده کنترل خود را از دست داده و اقدامات ناگواری را تجربه کرده¬اند. اشکال در کنترل تکانه یکی از معضلاتی است که درمانگر اعتیاد با آن مواجه است.

خودزنی حتی جنبه¬ای پیچیده¬تر  نیز دارد  و بسیاری از بیماران ابراز می¬دارند که مجروح ساختن خود و مشاهده زخم و خون برای آنها لذت¬بخش است و به تسکین آلام آنها منجر می¬شود. از طرفی نیز آنرا ابزاری برای انتقام از بستگان و تهدید و ارعاب یا القای حس گناه در آنها می¬دانند. بنابرین برخی رفتارهای تکانه¬ای دینامیکی پیچیده داشته و براحتی قابل توصیف نیستند.

همانطور که در بالا بیان شد، افراد به دلایلی نظیر  بیان احساساتی که  قادر به بروز آنها نیستند (الکسی تایمی) ، کاهش احساسات دردناک و احساس فشار درونی، احساس خودکنترلی، برگرداندن توجه از  احساسات ناراحت کننده شدید و استرسهای محیطی، شکنجه خود و کاهش احساس گناه، احساس یک حس بجای بیحسی و کرختی ، ..... اقدام به خود زنی می کنند. خودزنی خطرناک است و اشتباه در انجام آن میتواند موجب آسیب شدید جسمی و مرگ گردد، در ضمن موجب میگردد، فرد روش مناسب مقابله با استرس را فرا نگیرد، موجب احساس گناه، افسردگی، و در نهایت تشدید درد روانی اولیه میگردد. متخصصان معتقدند که خودزنی اعتیادآور است.

بیشتر افراد معتاد به مصرف مواد محرک تجربیات مکرر آسیب به خود را دارند در مراکز نگهداری افراد در حال ترک ، اقدام به خودزنی یکی از معضلات مسئولان این مراکز می باشد و گاه برای مهار این رفتار مجبور به بستن بیمار و یا اقدامات مهاری دیگر میگردند . روی پوست دست و پای اکثر افراد سوء مصرف کننده مواد آثار بریدگی با تیغ و چاقو و.. به وفور دیده می شود .

 اکثر خودزنی ها بر روی  اندام فوقانی انجام میشود .وارد کردن آسیب  در چهره، ناحیه تناسلی و چشم ها بسیار بدخیم است. همچنین تغییر مکان خودزنی از ناحیه ای به ناحیه دیگر از دید متخصصان  نشانه نگران کننده ای است و باید جدی گرفته شود.الگوی خودزنی می تواند منظم، تصادفی (غیر منظم) و سمبولیک باشد. نوع منظم پیش آگهی بهتری دارد .اصولاً اقدامات غیر تکانه ای بهتر از تکانهای هستند و نشان از کنترل هیجانی بیشتری دارند  ؛ طول مدت خودزنی خیلی مهم است. می تواند از چند ثانیه تا چند ساعت باشد. زمان طولانی تر با پیش آگهی بهتری همراه است.

شمار افرادی که دست به اعمال آسیب زا نسبت به خود می زنند رو به افزایش است . البته باید گفت که این اعمال به ندرت نشان دهنده ی میل به خود کشی است .

در آمریکا افرادی که خودزنی می کنند 2 ملیون برآورد شده است . البته این آمارها دقیق نیستند زیرا امکان گزارش همه ی افرادی که به خود آسیب می رسانند وجود ندارد .

خود زنی مربوط به طبقه ی خاص نژادی ، فرهنگی یا اجتماعی و اقتصادی نمی شود . اما بعضی از منابع میزان آن را در دختران 10 تا 19 ساله شایع تر اعلام کرده اند در حالی که دیگر منابع تفاوتی میان پسرها و دخترها قائل نشده اند .

وقایع و شرایط  قبل از خود زنی با بعد از آن متفاوت است. شرایط محیطی مانند از دست دادن یک فرد مهم ، شغل و اختلافات بین فردی مثل احساس بی عدالتی،  فشار برای موفقیت، ناکامی در رسیدن به نیازها، تنهایی اجتماعی و نیز شرایط هیجانی و عاطفی مثل خشم، اضطراب، غم و افسردگی، شرم، تحقیر شدن  و شرایط بیولوژیک مثل مستی و مسمومیت، دلیریوم، محرومیت از مواد و خماری از وقایع قبل از آسیب به خود هستند که در بحث درمان باید مورد توجه قرار گرفته و تحلیل شوند.

وقایع بعد از خود زنی  مانند احساسات بعد از انجام خود زنی که  معمولاً رضایت و آرامش است، اقدامات درمانی بعدی برای زخم ها (توسط بیمار) ، کندن و باز کردن زخم ها ، مطلع کردن دیگران از زخم ها و آسیب ، واکنش دیگران به خودزنی نیز از وقایع بعد از خود زنی بشمار می آید که بسیار قابل تامل است.

برای درمان اینگونه افراد درمانگر باید به احساسات خود واقف باشد . درمانگر باید اعتماد فرد را جلب کرده  و برخورد حمایتی با بیمار  داشته باشد.  با بیمار محترمانه برخورد  نماید و اقدام به قضاوت بیمار نکند ،  سعی کند به بیمار امید داده و از احساسات بیمار  ابراز تعجب و نگرانی بیش از حد نکرده،  به جزئیات رفتار توجه بیش از حد نشان ندهد ، بهتر است از کلمه ”خودکشی“ استفاده نکند .درمانگر میتواند به بیمار اطمینان دهد که دلیلی برای احساس شرمندگی وجود ندارد و اینکه تاحدی می تواند احساساتش را درک کند ( نه صد در صد) و قصد کمک به او را دارد و نه سرزنش کردن.

برای شروع درمان این مشکل در درجه اول باید فرد مصرف کننده مصرفش قطع شود و درمانگر باید علت  خودزنی بیمار را از بیمار بپرسد . باید بفهمد خودزنی و آسیب چه احساسی به او میدهد؟ احساسات برانگیزاننده (خشم، ترس، شرم، گناه، پوچی، ...) شناسایی کند. کمک کند بیمار احساسات  خود را بشناسد و اینکه چرا این احساس را دارد؟

تاریخچه زندگی بیمار را در طی مصاحبه موردبررسی قرار دهد و در مورد محیط زندگی بیمار و اطرافیانش اطلاعاتی بدست آورد. صرف ارزیابی در برخی بیماران به بهبود منجر می شود (reactivity effect) از رفتارهای بیمار چارت و جدول تهیه کند. پایش (monitor) علایم به تقلیل آنها کمک می کند ،ارزیابی را برای چند هفته بسته به شدت علایم ادامه داده و به درمان بیماریهای همراه توجه نماید.

 

نمونه ای از خود زنی در کودکان تحت فشار روانی (استرس)

از بین 875 کودک مدارس ابتدایی راهنمایی که به منظور بررسی راههای مقابله ای آنها مورد بررسی قرار گرفتند ، یک چهارم آنها اظهار داشتند هنگامی که تحت فشار یا غمگین هستند ، تعمداً خود را مورد اذیت و آزار قرار میدهند.

کودکان 9_13 سالی که اذعان کردند خود را مورد اذیت و آزار قرار میدهند جملاتی مانند اینرا به کار می بردند :" من سرم را به دیوار می کوبم " و....

دکتر لاینس به خبرگذاری رویتر اظهار داشت : ایا این هیجان به حدی سخت و طاقت فرساست که کودک نمی داند چگونه انرا تحمل کند ؟؟آنها معمولا خود را در این زمینه مقصر می دانند لذا به وسیله ء ازار دادن خود از عذاب وجدان خود می کاهند .

روشن است که این روش مقابله ای روش سالمی برای مقابله با استرس نیست . اما با این حال اشکارا در تعداد قابل ملاحظه ای از کودکان مشاهده می شود .

کوکانی که هنگام استرس به خود ازار می رسانند بیش از دیگر کودکان از این جملات استفاده میکنند : "احساس بدی نسبت به خودم دارم " ، " عصبانی هستم " ،" مشکلم به خودم مربوط است ".

آنها همچنین کمتر از سایرین تلاشی برای کم کردن استرس میکنند .

لاینس معتقد است این مساله ، فرض زیرا را مطرح میکند که تعداد خاصی از نوجوانان و کودکانی که در سنین بین کودکی و نوجوانی قرار دارند ، دچار فقر مهارتهای مقابله ای هستند . اینها نیاز مضاعفی به یادگیری شیوه های مؤثر مقابله با استرس و اداره ء هیجانها دارند .

چه چیزی به کودکان 9_13 سال استرس وارد میکند ؟

لاینس چنین پاسخ میدهد :

چیز عجیبی وجود ندارد ، صرفاً مسائلی است که برای انها مهم است . مهمترین آنها عبارتند از : نمره های درسی ، مدرسه ، تکالیف ، علاوه بر آن مسائل خانوادگی مانند تنها ماندن با خواهر و برادر ، یا نگرانی در مورد اتفاقاتی که در خانه رخ میدهد . به این لیست اتفاقات بین همسالان را نیز باید اضافه کنیم مانند قلدری کردن یکی از دوستان یا چگونگی ایجاد دوستی ها و نگه داری آن .

خبر خوبی که لاینس در این زمینه به ما میدهد اینست که اکثر کودکان روشهای متعددی برای مقابله با استرس دارند .شایعترین مهارت مقابله ای از نوع پاسخهایی است که حواس فرد را پرت میکند .مانند نگاه کردن به تلوزیون یا بازی کردن با بازیهای ویدیویی.

لاینس معتقد ایت این روش واقعاً روش خوبی برای مقابله با استرس می باشد .زیرا برای کودکان خیلی خوب است که حواس خودرا به کار دیگری مشغول دارند و خلق خود را تغییر دهند . این کار به آنها کمک میکند بر عامل استرس غلبه کنند به جای اینکه مغلوب آن شوند .

والدین چه کاری می توانند انجام دهند وقتی کودکان آنها غمگین یا تحت فشار هستند ؟

در نظر خواهی که از کودکان شده اکثر آنها در درجهء اول خواهان این بودند که کسی با آنها در مورد آن موضوع صحبت کند .

لاینس بیان داشت این یک یافته ء مهم می باشد . و در ادامه گفت : من فکر می کنم والدین تصور می کنند کودکان وقتی مشکلی دارند خودشان در مورد آن صحبت خواهند کرد .ولی در بیشتر مواقع کودکان این موضوع را نزد خود نگه میدارند .آنها ضرورتاً در مورد آن صحبت نمی کنند حتی وقتی که دوست دارند والدین از آن مطلع شوند .

همچنین لاینس به والدین پیشنهاد می کند که بر احساسات کودکان نامگذاری کنند . اینگونه آنها راحتتر احساسات خود را تشخیص می دهند و بهتر از پس آن بر می آیند. 

 

چرا اشخاص به خود آسیب می رسانند ؟

 

در مورد اینکه چرا واقعا افراد به خود آسیب می رسانند اطلاعات کمی در دست است .  تحقیقات در زمینه تغییر رفتار نشان داده اند که شدت یک رفتار با آنچه بلافاصله پس از آن رخ می دهد تعیین می شود. وقتی نتایج یک رفتار مکررا" با نتایج دلخواه یا لذت بخشی همراه گردد تقویت می شودودر آینده بیشتر رخ می دهد . رفتاری که با نتایج دلخواه همراه نشود یا با نتایج غیر لذتبخشی دنبال شود شدتش کم می شود ودر آینده کمتر رخ می دهد .

سه نتیجه مهم وجود دارد که می تواند خود آزاری را پایدار کند .

 

اولا" : رفتار خود آزاری ممکن است با پاداش مثبت تقویت شود . افراد هر گاه خود آزاری می کنند ممکن است توجه دیگران را به خود جلب کنند . بعضی اوقات سرزنش می شوند . هر کدام از اینها یاسایر شکلهای توجه می تواند خود آزاری را تقویت کند.

این چیزها می تواند پاداشهای مثبتی باشد که خود آزاری را تقویت می کند .

 

ثانیا" :  خود آزاری ممکن است به دلیل آنکه فرد را از موقعیت نامطلوب یا بدون لذت دور می کند تقویت شود .برخی افراد ممکن است زمانی که نمی خواهند کاری را انجام دهند به خود آسیب برسانند ، نظیر انجام تکالیف کلاس ویا ممکن است در موقعیتهایی که بنظر  بدون لذت می باشد به خود آسیب برسانند .

 

 ثالثا":خودآزاری ممکن است با تحریک های حسی تقویت شود. برای مثال ، می دانیم که فشار دادن روی چشم ها باعث تحریک بینایی در شکل پر توهای نور واضح می شود. بنابراین فشار دادن به چشم ها حتی در افراد دچار مشکل بینایی می تواند به وسیله ی تحریک بینایی تقویت شود در این صورت ، سایر شکلهای خود آزاری نظیر کوبیدن سر، نشگان گرفتن یا چنگ زدن می تواند بوسیله صدا یا احساس لمس تقویت شود . به طور خلاصه علت خودآزاری هرچه که باشد، رفتار ممکن است بوسیله پاداشی که فرد از محیط دریافت می کند پایدار شود. خود آزاری اغلب بیشتر به وسیله این موارد پاداش می گیرد .

 

 

درمان

 

1)حذف یا تغییر موقعیتهایی که در آن رفتار های خودآزاری رخ می دهد و و توسعه موقعیتهایی که خود آزاری درآن رخ نمی دهد .

2) نیرومند کردن رفتار مناسب جایگزین

3)حذف پاداش ها برای خود آزاری

برای هریک از اشخاص خود آزار یکی از روشهای درمان مورد استفاده قرار می گیرد. هر درمان باید شامل حذف رفتار های غیر ضروری مانند شلوغ و پر صدا بودن محیط باشد که مرتبا در آن خودآزاری رخ می دهد. درمان همچنین باید شامل جایگزینی موقعیتها و رفتارهای مرتبط باخودآزاری باشد، برای مثال، بوسیله کاهش موقتی تکالیف سخت وقتی که تعلیم و تربیت مورد نیاز است و افزایش دادن جایزه برای رفتار مناسب ، علاوه برآن درمان باید شامل توسعه موقعیتهایی باشد که در آن خود آزاری اتفاق نمی افتد .

این همچنین مستلزم شرایطی است که بطور پیوسته محیط غنی با چیز های زیادی که شخص از آن لذت می برد فراهم شود و فرصتی برای علاقه به دیگران ایجاد شود .

شخص همچنین باید فکر کند تا راههای خاص بیشتری رابرای بدست آوردن جایزه بدست آورد . شاید جایزه باعث کاهش خودآزاری شخص نشود بنابراین او باید پیوسته کار هایی انجام دهد تا جایزه ای سنگین تر بدست آورد وقتی خودآزاری نکندو ارتباط برقرارکند با تقاضا ها همکاری می کند واحتیاج به تربیت و بازی اجتماعی دارد باید برای این رفتار ها جایزه هایبیشتری دریافت کند .

 

 

خودزنی در زندان

اگرچه خودزنی رفتاری جدید بعمل نمی آید ولی توجهات عمومی از اواسط دهه 1990 به آن جلب شده است.خودزنی همان صدمه زدن فیزیکی به خود است.اغلب بدون قصد خودکشی صورت گرفته و منجر به صدمات سطحی می شود نه صدمات عمقی و جدی و اغلب پوست و بافت سطحی بدن صدمه می بیند.علیرغم اینکه رفتاری روانی به حساب می آید ولی از نظر سبب شناسی علت آن مشخص نیست.بخش عمده خودزنی مربوط به سلامت ذهن میشود و زیاد به جامعه و قوانین حاکم بر آن مربوط نیست،و نشانه ای غیر عادی از اختلالات دیگر است.این اختلالات شامل مشکلات فردی است و دامنه آن از مشکلات فکری تا عملکردهای احساسی و تا عدم سازگاری رفتاری و فیزیکی می باشد.طبق گفته کیلتی(2006) این نشانه شناسی ها ، عملکرد آسیب شناسی فردی را نسبت به یک مکانیزم تقلیدی ممکن در یک محیط ضعیف کننده کاهش میدهد.میزان خودزنی در بین اشخاص غیر زندانی بالغ متغیر است و از 1 تا 4 درصد در بین نوجوانان و 12 درصد تا بالای  40 درصد در بین دانشجویان میباشد.تحقیقات نشان میدهد که خودزنی اغلب از اوایل بلوغ شروع میشود و ممکن است 10 تا 15 سال ادامه یابد.البته گاها ده ها سال میتواند ادامه داشته باشد.طبق گفته کیلتی ، توجه به خودزنی نشان میدهد که به عنوان یک آسیب شناسی شخصی ، منجربه سیاستهایی میشود که تاکید بر کنترل و تنبیه نسبت به درک بافت گسترده تری از رفتار دارد.تحقیقات دو نتیجه را نشان میدهد.

 اولا سیاستی که به خودزنی پاسخ میدهد به دنبال کنترل و تنبیه آن هستند در حالی که باید به هدف و  عوامل سازمانی گسترده تر که احتمالا در به وجود آمدن آن رفتار کمک میکند باشند .دوماَ مقامات زندان به طور برجسته ای نقشی که توسط محیط ضعیف کننده ایفا میشود که هم انگیزه خودزنی را ایجاد کرده و هم آن را آسان میکند را نادیده میگیرند و از این رو سیاستهایی را در زندان ایجاد میکنند که فشار سنگینی را که ممکن است در حقیقت چنین رفتارهایی را تشویق کند بوجود می آورند . 

بخاطر برچسب اجتماعی که به خودزنی میچسبد، به نظر میرسد افراد غیر زندانی ، خودزنی شان را از دیگران مخفی کنند.گرچه تحقیقات کمی راجع به خودزنی در زندانها انجام شده است، مقاله ی کیلتی میگوید که الگوی آن در پشت دیوارها هم به همان صورت است.در یک بررسی در زندان هُلُوِی در انگلستان ،کوکسان در سال 1977 دریافت که زنهایی که خودزنی کردند قصدشان این است که جوانتر به نظر برسند و افرادی بودند که مدت زمان طولانی تری را در حبس گذرانده بودند و نمره ی خصومت بالاتر از حد متوسط زندانیان داشته اند.از آنجایی که 55 درصد زندانیان زن فدرال در کانادا زیر 34 ساله هستند و حدود 85 درصد برای اولین بار مرتکب جرم شده اند، ما باید توقع داشته باشیم که نسبت بالایی از زنان زندانی در سنی قرار داشته باشند که احتمال بیشتری برای خودزنی دارد.این آمار و ارقام در آمریکا هم اینچنین است و این نشان میدهد که این مسائل برای مجریان امر،متخصصان سلامت روان، و برای زنها مرز خاصی نمیشناسد.

 

 باتوجه به مطالب مذکور خود زنی یا آسیب به خود در زندان تعاریف و اشکال و اهداف متفاوت و در بعضی مواقع منحصر به زندان را داراست و می توان گفت یکی دیگر از اقداماتی که نوعی اخلال در نظم زندان تلقی می شود خودزنی زندانیان است، خودزنی زندانیان با انگیزه های مختلف از جمله خودنمایی، قدرت نمایی، انفعال و مظلوم نمایی و فرار از زورگیری و امثالهم صورت می گیرد.

مشکلات خودزنی در زندانها :

 

چگونه ما امنیت و نیازهای اجرایی دیگر کارمندان را با نیازهای زندانیان که به ظاهر راههای خود تخریبی را اجرا میکنند که یک تهدید بالقوه برای خود یا دیگران دارند، متوازن کنیم؟

کوکسان در سال 1977 بیان میکند که کارمندان زندان اغلب رفتارهای خودزنی را به عنوان یک تمایل برای جلب توجه تلقی میکنند و چون این رفتارها بیشتر به صورت ممتد اتفاق میافتد،میتواند یک پاسخ به خستگی و ملالت باشد.وی افزود که تعداد قابل توجهی از خودزنی ها به دنبال وقایعی است که نتیجه احساس افسردگی ، عدم توانمندی و انعکاس یک "خودتنبیهی" به عنوان تلاشی برای کنترل محیط میباشد.در بررسی ای پیرامون زندانهای کانادا ، ویچمن و همکارانش در سال 2002نتایج مشابهی را دریافتند،با این تفاوت که رفتارهای خودزنی مخصوصا خودکشی اغلب به خاطر مشکلات سازگاری دیگر است.آنها معتقدند که یک "کمبودسازگاری" ممکن است یک عامل اصلی خودزنی باشد . گرچه تمرکز اصلی آنها بر تلاشهای منجر به خودکشی است و خاطرنشان کردند که خودکشی ، خودشکستگی اعضاء و خود زنی درهم پیچیده هستند ولی از نظر ادراکی تفاوت متمایزی بین خودکشی و فقط خودزنی وجود دارد . خودزنی ابتدا یک موضوع امنیتی و سیاسی است . در انگلستان زندان Hm در سال 2005 ، تیمی کار ارزیابی و مراقبت در آشوب را بدست گرفت که برخلاف بیشتر زندانهای ایالات متحده آمریکا و کانادا ، نه تنها با زندانیها ، کارمندان و متخصصان سلامت و روان و رشته های دیگر سرو کار دارند بلکه شامل خانواده و جامعه نیز می شوند . اگرچه تمرکز کارشان ابتدا بر روی رفتارهای بی نهایت خودتخریب مانند خودکشی بود ، اما کار این تیم ، تعلیم کارمندان برای شناسایی افکار ، احساسات ، رفتارها ، موقعیت ها و تغییرات فیزیکی که موجب می شوند شخص با شتاب به خود آسیب برساند ، بود . برعکس زندانهای کانادا یا انگلستان که با مرکزیت و مدیریت دولت است ، ماهیت زندان در ایالات متحده آمریکا غیر دولتی است که منجر به سیاست های ناهمخوان ، هم در کل ایالت و  هم در بین زندانها شد  . برای مثال یک محقق با تجربه در یک زندان ساحلی شرق گزارش کرد که رفتارهای مخرب که درگیر خشونت های قانونی نیستند به طور عادی به عنوان موضوعات سلامت روانی تلقی می شوند .  در ایالاتی دیگری یک متخصص سلامت روانی در یک زندان زنان در غرب گزارش داد که بین 33 تا 50 % همه زنان زندانی حداقل یک بار در طی حبس خود دست به خودکشی زدند و همچنین خودزنی در بین آنها چه در بخش سلامت روانی و  چه در جمعیت عمومی زندان بسیار رایج بود و این فعالیت ها شامل بریدن بدن ، بلعیدن اشیا و بطور کلی وارد کردن چیزی در حفره های بدن بود . برخلاف زندانهای کانادا ، در ایالات متحده آمریکا متداول نیست که وقتی یک زندانی اقدام به خود زنی کرد ، برای بقیه زندانیان انگیزه اقدام مشابه او ایجاد شود . در چنین شرایطی بسته به ارزیابی مشکل توسط کارمندان سلامت روانی و بدون هیچ شرایط تشدید در زندان ، موضوع مدیریت می شود . 

خودزنی در بین مردان بسیار متداول تر از زنان است ، چون خشونت در زندانیان مرد بیشتر است و خودزنی آنها نتیجه خشونت بیشترشان است . لورنا رودس در سال 2006 یک زندان مردان در واشنگتن را که با مشکل خودزنی روبرو شد اینطور توصیف کرد : 

(( در این بخش کوچک مخصوص مردان زندانی که بیمار روانی هستند ، به خود آسیب رساندن یک اتفاق رایج است . آنجا هم یک اورژانس پزشکی که نیازمند مداخله ی فوری توسط کارمندان درمانگاهی ، و مکان متحرک به صورت یک زنجیره واکنش پذیری دیوان سالاری می باشد ، بود و هم یک عمل حاکی از اعتراض و تعیین چند عاملی بود . بریدن بدن ، خود آویزی ، خودشکستگی اعضا ، بلعیدن چیزهای تیز که همگی در ردیف خودکشی قرار می گیرند درد عاطفی دارند . کارمندان زندان ، اینها را به عنوان یک پیشنهاد برای جلب توجه به شمار می آورند .))

مجریان زندان با یک مشکل مواجه می شوند که نیازمند سیاست های نظام مند پیشرفته برای حمایت از زندانیان در زمان برقراری امنیت زندان می باشد و انجام آن غیرممکن نیست . ما موافقیم که سیاست گذاران باید نقش فعالتری در این موضوعات در زندانهای مردان و زنان ایفا کنند . کارهایی مانند " کار تیمی ارزیابی و مراقبت در آشوب" قدمهای مفید اولیه است . دیدگاه زندانیان باید کشف شده و در موارد خودزنی به عنوان یک کمبود سازگاری با فرهنگ زندان که هم بر زندانیان مرد و هم بر زنان زندانی تاثیر می گذارد مورد توجه قرار گیرد . موضوعی که در جایگاه دوم اهمیت برای سیاست گذاران قرار دارد این است که چطور کمبود سازگاری میتواند کاهش یابد . از آنجایی که زندانها به طور کلی به عنوان غیر انعطاف پذیرترین سازمان تلقی می شوند ، و امنیت نیازمند غلبه بر تمام نگرانی هاست ، برخی از دنبال کنندگان بحث ما ، آن را غیر واقعی می پندارند . با این حال  شیفت ماموریت های زندان ، تغییر شرایط زندان ، و مدیریت " جمعیت های مشکل آفرین " به تدریج به عنوان یک هدف پناهگاهی موثر و کارا در مهار آسیب ها و مشکلات زندانی در زندان شناخته شده است .

 

بحث : زندانی و دنیای زندان 

 

وقتی شرایط موجود غیرقابل تحمل شود ، مردم ممکن است تسلیم شوند یا مقاومت کنند . زندانیان تبعید شده و بی قدرت ، راه های کمتری برای مقاومت در برابر کنترل یا شرایط تحمیلی شان توسط نگهبانان مخصوصاً در سازمان های با امنیت بالا دارند . رودس در سال 2004 عدم توانمندی زندانیان را در یک سازمان رده بالا در واشنگتن توصیف کرد و در یک بررسی  ای در سال 2006  نوشت : 

 

این فقط قسمتی از متن است . جهت دریافت فایل کامل ، لطفا آن را خریداری نمایید.

پرداخت و دانلود

 

 

نظرات
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تلگرام آپارات نماشا  آندروید  ارسال پیام تماس با ما تبلیغات خوراک  سایت نقشه سایت فروشگاه